نمی دانم هنوز هم حرف دلهایم را دنبال می کنی یا نه ؟اما من هنوز هم رد پاهایت را در خاطراتم دنبال می کنم و از همه آنها به تو
می رسم .
همیشه با خود می گفتم که نوشتن از تو ِ سهل ترین نوع نوشته است . مگر نه اینکه تو نیروی قلبم بودی و کلمات خوانای شعرم ؟اما
حال می فهمم که نوشتن از تو سخت ترین نوع نوشتن است . آن هم در شرایطی که نبودنت همه رشته های افکارم را پنبه کرده ا
ست ! قبلأ ها فکر می کردم که لحظه نوشتن از تو ِ همه واژه های زیبا در مغزم صف کشیده و یکدیگر را هل می دهند تا زودتر
به کاروان جملات برسند و از تو تعریف کنند . اما امشب کلمات که هیچ ِ پای ذهن همیشه روانم هم بد جور می لنگد !
می خواهم از تو شکایتی بنویسم تا حکایتی از همه حرفهای در گلو مانده و دردهای هیچ کس نخوانده ام باشد . اما هیچ لغتی به یاریم
نمی آید . صادقانه بگویم ِ از تو دلتنگم . آنقدر که اگر همه توانم را در حجم حنجره ام بریزم و بلندترین فریادها را بر لب آورم ِ باز
هم دلم باز نمی شود . درست مثل گوش های تو که هرگز برای ششنیدن حرفهای من باز نشد ! راستی که چقدر نامهربانی ! ؟ ای کاش
کمی عدالت داشتی . ای کاش کمی تلاش برای ساختن داشتی . ای کاش کمی انصاف داشتی . ای کاش . . .
تو بگو که چقدر در دل ای کاش ها بذر امید بکارم و محصول نا امیدی بر دارم ؟ نمی دانم چرا با تو چنینم ؟ با اینکه این اواخر از
خیره شدن به تو جز تیره شدن همه امید ها و آرزوهایم چیزی ندیده ام ِ باز هم تو را در میدان دیدم نشانده ام . راستی چرا در کتاب
زدگی من ِ درس تصمیم کبری نیست تا معنای تصمیم و استواری اراده را به من بیاموزد ؟ هر وقت خواستم وجودم را بدون تو
طرح بزنم ِ همه مداد رنگی هایم گم و گور شد . هر وقت خواستم تو را صحنه دلم پاک کنم ِ همه پاک کن های دنیا بی اثر
شد . هر وقت خواستم کینه ها و دلخوری هایم از تو را تیز کنم ِ همه تراش ها کند و بی خطر شد . تا خواستم زیر اشتباهاتت را خط
بکشم و جریمه ات کنم ِ خودکار قرمزم مفقودالاثر شد . تا خواستم بدی هایت را اندازه بزنم ِ همه خط کش ها خرد و شکسته شد .
پس چرا وقت نوشتن از تو جوهر خودکارم تمام نشد ؟
تو بگو تا کی قلبم را با تو تقسیم کنم و در زندگی منهای تو بمانم ؟ تا کی دیگران را به ضرب ایراد برانم و در من به علاوه تو
بمانم ؟ تا کی عقربه های کوچک و بزرگ ساعت را دنبال کنم تا زمان دوریت را کوتاه کنم ؟ تا کی تو خشمت را بروز دهی و من
گریه های شبانه ام را بروز دهم ؟ تا کی به عشق نازیدن به تو ِ نازیدن به دیگران را در پیش بگیرم ؟
چه کار کنم تا نمونه تو باشم ؟ از روی غلط هایم چند بار بنویسم تا تو ماه و ستاره رنگین عشق و اعتماد بر دفتر قلبم بچسبانی ؟ چه
کنم تا به هزار آفرین ات نایل شوم ؟ تا کی در جا بزنم تا تو قبول کنی ؟
کوله پشتی خاطراتم سنگین است . شانه های نحیف من ِ بدون تو ِ طاقت تنها کشیدن اش را ندارد . نمی خواهی در راه مدرسه
عشق ِ یک بندش را تو بگیری و کمکم کنی ؟
قهر قهر را تو شروع کردی و من تا روز قیامتش را بر زبان نیاوردم .هر دو مقصر بودیم . هر دو بد بازی کرده بودیم . اما همه کاسه
کوزه های تقصیر را بر سر من شکستی . هر چقدر در پی ترمیم بودم تو در پی تخریب بودی . این بود که همه ساخته ها ویران
شد ! خواستم از نو بسازیم ویرانه ها را ِ اما تو هر دو پایت را در کفش یکدندگی کردی .
چارچوب بدنم هنوز بر پاست ِ اما ِ با تکیه بر دیوار ! مگر دوست نداشتی تو به آن تکیه کنی ؟ قلبم درون سینه ام سنگینی می کند .
دیگر توان حملش را ندارم . همیشه نگران سوختن وجودم بودی . یادت هست ؟ حال بدون تو ِ احتمال سوختن قلبم خیلی بیشتر از
وجودم است .
همین دیروز ها بود که گفتی خسته ای ِ خسته از زندگی ِ خسته از من و خسته از همه چیز ِ حتی خسته از خستگی . . . ! گفتی که
زندگی برایت تکرار مکررات پوچ و بی معنا شده و دیگر دیدن خورشید مجذوبت نمی کند . گفتی . . . گفتی . . . گفتی . . .
می دانم خسته ای ِ اما نپرسیدی که من چطور ؟ نپرسیدی که آیا من هم از زندگی خسته ام ؟ نپرسیدی که آیا من هم به آخر خط
رسیده ام ؟ نپرسیدی که آیا من هنوز هم بهار و زمستان را دوست دار م و طلوع و غروب خورشید برایم جذاب است ؟ بگذار برایت
بگویم که من هم مثل توام . . . اما نه ! بدتر . . .
دلم برایت تنگ شده . دلم برایت تنگ شدهههههههههههههههههههه
روزای خیلی طلایی یادته ؟روزای ترس از جدایی یادته ؟
چشم نازت مال من بود یادته ؟دیدن من غدغأ بود یادته ؟
روزگار قهر و آشتی یادته ؟ هیچ کس و جز من نداشتی یادته ؟
رویاهای آسمونی یادته ؟ قول دادی پیشم بمونی یادته ؟؟؟؟؟
پنهونی سر قرارا یادته ؟ تأخیرا توی بهارا یادته ؟
دستاتو می خوام بگیرم یادته؟ راستی بی تو من می میرم یادته ؟
کلبه کوچیکمون یادته ؟ خاطرات توی دفتر یادته ؟
زیر اون درخت شاتوت یادته ؟با دو تا شاخه گل یاس یادته؟
چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون یادته؟
چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا یادته؟
گفتی ما باید جدا شیم یادته؟ گفتی باید بی وفا شیم یادته؟
یه دفعه ازم بریدی یادته ؟ خط رو اسم من کشیدی یادته؟